بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

6

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

كه استوى العالم بهذه الفصول سواء اى استواء للمحتاجين يعنى قايم شد عالم به اين فصول قايم شدنى براى محتاجين چنانچه از تفسير على بن ابراهيم مستفاد ميگردد ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ پس قصد كرد بسوى آفريدن آسمان وَ هِيَ دُخانٌ حالكونى كه مادهء آن آسمان امر ظلمانى بود مانند دخان . پوشيده نماند كه از كلمهء ثم كه موضوع براى تراخى است مستفاد مىگردد كه خلق آسمان بعد از خلق زمين و جبال و اقوات بوقوع آمده و اين منافيست بآيهء : وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها « 1 » و بعضى در دفع تنافى چنين گفته‌اند كه ميشايد كه اول خلق زمين شده باشد و بعد از آن خلق آسمان و بعد از خلق آسمان دحو الارض بوقوع آمده باشد ليكن خلق جبال در زمين و خلق اقوات بدون وجود انبساط زمين نامعقول مينمايد و فخر الدين رازى گفته كه لفظ خلق در بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ بمعنى احداث و ايجاد نيست بلكه بمعنى تقدير است و تقدير لازم ندارد تكوين و ايجاد را بنا برين حق تعالى پيش از خلق آسمان تقدير خلق زمين و جبال و اقوات كرد و بعد ازين تقديرات ايجاد آسمان نمود . قاضى ناصر الدين بيضاوى گويد كه كلمهء ثم درين مقام بواسطهء تراخى در زمان نيست بلكه به جهت تفاوت ما بين الخلقين است و واحدى از مقاتل نقل كرده كه لفظ كان درين جا محذوفست و تقدير كلام چنين است كه : ثم كان قد استوى الى السماء يعنى پس بود اينكه خداى تعالى پيش از خلق زمين قصد كرد بسوى خلق آسمان در حالتى كه آن آسمان دخان بود اللَّه اعلم بحقايق كلماته . و چون حق تعالى خلق آسمان و زمين كرد فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ پس گفت مر آسمان و مر زمين را ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً بيائيد به آنچه شما را بفرمايم خواه در حالتى كه مطيع باشيد و خواه در حالتى كه مكروه باشيد قالَتا گفتند آسمان و زمين أَتَيْنا طائِعِينَ آمديم ما در حالتى كه مطيع و فرمان برنده‌ايم . درين جا سؤال و جواب به حرف و صوت واقع نشده بلكه مراد اينست كه خلقت آسمان و زمين و تدبير در امور سماوى و ارضى از قدرت كاملهء ربانى بدون كلفتى و مشقتى و بدون مانعى

--> ( 1 ) - س نازعات ى 30